چگونه یک ذهن آرام داشته باشیم

چگونه میتوان آرامشی پایدار در زندگی یافت؟

ارامش کیفیتی است که ما چون تجربه کامل از ان نداریم فکر میکنیم که باید بدست اورد ارامش هست و چیزی نیست که بخواهیم بدست بیاوریم و کوشش برای بدست اوردن اارامش بر ضد خودش تبدیل میشود .مثل ماهی درتنگ اب کافی ست تکان نخورد تا اب بر هم نخورد .ذهن هم چند تا کار انجام ندهد در ارامش هست 1-مقایسه 2- ترس 3- تعبیر4-رنجش 5- کینه نفرت 6-قضاوت 7-اندیشه زاید تو خود حجاب خودی از میان بر خیز

برای رسیدن به آرامش راه های بسیار زیادی وجود دارد.از ریلکسیشن و تنفس عمیق گرفته... تا انواع آرام بخش ها.
تحقیقات نشان داده که با:
1- زندگی در کنار سایر افراد و کمک به آن ها
2- نگه داری از حیوانات
3- نگهداری از گیاهان
به مقدار زیادی از افسردگی و اضطراب می کاهد و باعث آرامش می شود.برای حفظ آرامش می توان هر یک از این سه گزینه را انتخاب کرد.
اما نظر شخصی من این است که آسان ترین راه برای حفظ آرامش فردی و درونی بخشیدن دیگران و محبت بی قید و شرط است.
این که آزادانه به همه محبت کنیم و دیگران را دوست داشته باشیم و نسبت به کسانی که به ما بدی کرده اند گذشت کنیم بهترین راه حفظ آرامش و سلامتی است

علت ناآرامی بسیاری از افراد را باید در طرز فکر و تلقی نادرست آن ها از زندگی جست و جو کرد. بعضی به غلط تصور می کنند هرچه رنج و مشقت است،‌ گریبان آن ها را گرفته و فقط آنان در معرض آفات قرار دارند. همین تصور نادرست آرامش را از آن ها سلب می کند. آرامش و نگرانی بیش از آن که به عوامل خارجی مربوط باشد،‌ متاثر از عوامل درونی و نیروی فکر و تخیل ما است. ناپلئون با این که شهرت و قدرت و ثروت داشت، احساس آرامش نمی کرد و می گفت: هرگز شش روز خوش در زندگانی ام نداشته ام. در صورتی که "هلن" که از دو سالگی کور و لال بود،‌ از زندگانی اظهار رضایت کرده، اعلام می داشت که زندگانی را بیش از آن چه تصور می کردم زیبا یافتم
------------------------------------------------------------------------
از روشهای مختلفی میشه استفاده کرد
اگه اهل اعتقادات مذهبی باشی میتونی با ذکر گفتن یا نماز خوندن و خلاصه یاد خدا آرامش پیدا کنی
یا میتونی با تغییر وضعیت از اون فضایی که عصبیت کرده خارج بشی
سعی کن در مکان یا شرایطی که واست آزار دهنده هست قرار نگیری
در حالت عصبانیت بهتره که چنتا نفس نفس عمیق بکشی و به خودت بگی کهبا خروج نفس از ریه هام تنش هم داره از بدنم خارج میشه
-----------------------------------------------------------------------
1.دوش اب گرم
2.پیاده روی
3.خواب
4.تو خونه نمیشینم چون بشینم دعوا میکنم
5.میرم باشگاه خودمو ونجا خالی میکنم
-------------------------------------------------------------------------
ابتدا ببینیم آرامش شخص چرا بهم می‌ریزد:
• به دلیل، تضادهای درونی او
• به دلیل تضادهایی که جامعه با او دارد
در حالت اول، شما باید درون خودتان را بپالایید، ببینید ریشه اضطراب‌هایتان چیست؟ می‌توانید از مشاور هم کمک بگیرید.
در حالت دوم، ما قادر به تغییر جامعه نیستیم، اما قادر به خصوصی‌سازی محیطمان هستیم. پیشنهاد می‌کنم نقش‌های اجتماعی‌تان را دوباره تعریف کنید و در دفتریادداشت روزانه خود بنویسید که در موقعیت‌های مختلف چه مسئولیت‌هایی دارید، با چه چالش‌هایی روبرو هستید و راه منطقی روبروشدن با آن‌ها چیست.
دکتر دندان‌پزشکی را می‌شناسم که متولد ١٣١٨ است. روزهای جمعه و دوشنبه را تعطیل کرده و به خانواده اختصاص داده است. جلسات تنیسش قطع نمی‌شود. او در آرامشی بی‌نظیر از تخصص بی‌نظیرش برای خدمت به مردم استفاده می‌کند و تنها گلایه بیماران او این است که چرا مانند دکترهای دیگر در دو یا سه جلسه کار را تمام نمی‌کند و چرا این قدر دقت به خرج می‌دهد؟!!
با جستجوی منطقی می‌توان پاسخ بسیاری از مشکلاتمان را یافت
-----------------------------------------------------------------------
برای رسیدن به آرامش دو شکل میشه در موردش حرف زد یا عمل کرد: اول اینکه اگه پارازیت های زندگی خودتو حذف کنی خود به خود احساس بهتر و آرامش بیشتری تو زندگیت داری.مثلا برنامه گذاشتن برای هدفمند کردن استفاده از اوقات فراغت.
اما برای رسیدن به آرامش اولین مسئله دانایی هست چرا که عدم آرامش برای کسانی است که دچار جهل هستند و رنج بیهوده میبرن. مولوی میگه:
مرغ بر بالا پران و سایه اش / میدود بر خاک پران مرخ وش /ابله ای صیاد آن سایه شود /میدود چندان که بی مایه شود /تیر اندازد به سوی سایه او/ ترکشش خالی شود از جستجو /بی خبر کان عکس آن مرغ هواست/ بی خبر که اصل آن سایه کجاست!...
یا ابو علا که میگن:
چه بسا برای یک سعادت خیالی خود را گرفتار هزاران مصیبت واقعی مینماییم/.
یا تالستوی این فیلسوف روسی که میگه آن که همه چیز میفهمد همه چیز میبخشد.
کلید آرامش در فهم و درک و دانایی هست.و انسان های دانا تنها با زیبا گریستن به حتی بدی ها ارامش داشته اند و یا حکایت حضرت عیسی که هرکسی از مردار سگی بد میگفت و او محو زیبایی دندان سگ شده بود!
امیدوارم کمکی در یافتن پاسخت کرده باشم
-----------------------------------------------------------------
چیزی که من خودم انجام میدم و در نتیجه زندگی آرومی دارم اینه که فقط اتفاقای خوبه زندگیمو به خاطر میسپرم و اونارو مرور میکنم. اگه آدم بتونه مشکلاتشو بزرگ جلوه نده و مثلا مدام نگه من چه بدشانسم یا هیچ چیزی جز بدبختی سراغم نمیاد و افکار بیهوده ی منفی دیگه رو از سرش بیرون کنه و موج مثبت برای خودشو اطرافیان بفرسته، میتونه زندگی آرومی داشته باشه... حالا واسه اونایی که نمیدونن موج مثبت چیه باید بگم بطور مثال وقتی از آدم میپرسن حالت خوبه، جای اینکه بگید بد نیستم یا اااای ی ی ی میگذره یا عباراتی مثل اینا، فقط بگید (خوبم). همین عبارت کوتاه وقتی تو روز چند بار تکرار بشه باعث میشه آدم احساس بهتری داشته باشه، حتی اگه واقعا خوب نباشه. که البته با نکرار و تداوم میشه حتی واقعا خوب بود. این باعث میشه اطرافیان هم احساس خوبی داشته باشن. چون اگه مدام یه نفر بیخ گوش آدم از دردو بلا بگه و نکو نال کنه، همه ناخودآگاه حال بدی پیدا میکنن و روزشون خراب میشه... به امید آرامش همه نا آرام های خیالی.


سایر سئوالات