چگونه یک نویسنده خوب شویم


اگر استعداد نویسندگی را در خودتان می بینید و دست به قلم هستید باید شروع کنید و یه داستان بنویسید. طبیعتا باید وقت خوبی برای داستانتان بگذارید و چندین بار خودتان آن را بخوانید و ویرایش کنید و از چند نفر هم نظر بخواهید.

شاید بتوان گفت که نیازی نیست نویسنده بشیوید، زیرا نویسنده هستید. در واقع همه آدما هستند، باید کتاب زیاد بخوانید . هرچی که شد . مطمئنم پیداش می کنید.
البته بستگی داره چی بخواهید بنویسید. معمولا وقتی میگن نویسنده فقط داستان نویس به ذهن می آید. ولی بیشتر کتابها داستان نیستند. یکی گرد آوری می کنه. این اسون ترین راه نویسنده شدنه. کشکول نویسی هم بهش می گن.اسون تر از اونم سرقت ادبیه که اگرچه اسمش جالب نیست ولی خیلی ها بهش مشغولند.
اگه هم بخوای کتاب موندگار بنویسی در موضوع باید ادم صاحب نظری باشی .یعنی اقلا در حد کارشناسی ارشد اون موضوع مطالعه داشته باشی.واما داستان نویسی.حقیقت اینه که هنر بیشتر یه ذوق و استعداده .ولی به معنای این نیست که پابرهنه و بدون گشت و گذار تو عالم داستان نویسی بشه داستان نویس شد.اقلا باید یکی دو دوره داستان نویسی رفته باشی.بعد بشینی و دو تا کار رو خوب انجام بدی.یکی زیادخوندن و دیگری هم زیاد نوشتن.استمرار این دوتا کار از همه مهم تره.

به نظر من نویسنده شدن کار زیاد سختی نیست اما پیش از هر چیز بهتره از خاطره نویسی شروع کنی و خاطراتت رو روزانه بنویسی تا این تمرین روزانه نوشتنت رو قوت ببخشه و فکرت رو باز کنه ... سعی کن خالق همه چیز خودت باشی یکم از خالق مطلق جهان آفرینش یاد بگیر ببین چقدر قشنگ دنیا رو خلق کرده کافیه خوب ببینی تا همه چیز دستگیرت بشه.
باید احساس مسئولیت داشت نسبت به جامعه. مطالعه فراوان میخواهد.باید به یک بینش برسی تا نوشتهایت یکدیگر را نقض نکند.و به فکر معروفیت و چاپ کردن نبود, در اغاز فقط برای رسیدن به بینش و انسان شدن باید تلاش کرد.
در نشست های نویسندگان و کلاسهای انجمن ادبی شرکت کن، انتقاد درباره داستانت میشه و باید گوش کنی، و درباره داستان دیگران نظر بدی، به جنشواره ها میری و برای بردن جایزه تلاش میکنی، این خودش کلی به داستان نوشتنت کمک میکنه. داشتن استعداد نویسندگی هم در این راه به شما کمک می کند.

باید برای نویسندگی از احساس لبریز باشی و واژه ها را رهبری کنی. اگر بتوانی از واژه ها بگونه ای استفاده کنی که خواننده را به تجسم وادار کنی و او را به محیط نگارشت ببری، نویسنده ای قابل شده ای. در غیر اینصورت فقط سیاه مشق می نویسی و بس. بیشتر کتاب بخوان و بیشتر بنویس نوشته هایت بار ها بخوان و اصلاح کن
خلاقیت نشون بده و باز هم مطالعه کن.
بکوش هر نقدی را چه خوب و چه عالی در مورد کتاب مورد علاقه ات بخوانی و نگاه های متفاوت به یک اثر را درک کنی

تنها خودکارت را دستت بگیر خود واژه ها خود به خود نوشته می شوند، اصراری هم نیست از همان اول رمان بنویسی با داستانهای کوتاه هم می توانی شروع کنی، عده ای با کتاب خواندن و خواندن آثار نویسندگان بزرگ، ایده ای یا روشی برای نوشتن پیدا می کنند، البته این به آن معنا نیست که به تقلید سبک بپردازی تنها به منزله یک کمک اولیه! البته گروهی هم بر این باورند که کتاب خواندن ذهن آنها را محدود می کند و راز نویسندگی خود را در دنبال نکردن آثار دیگران می دانند؛ که انگشت شمار هستند. اگر هم بعد از تلاش برای نوشتن موفق نشدید بکوشید نقد بنویسید.

نویسندگی رو نمیشه تو کلاس درس یاد گرفت. باید استعداد داشته باشی. این استعداد با یه تلنگر بهت ثابت میشه.مثلا اینکه یه روز بعد خوندن یه کتاب بخوای بنویسی.و اون نوشته پر بشه از ترکیبات تازه. بعد از این کمکم دلت بخواد بنویسی.و یه چیز تازه ابداع کنی. از تکرار بپرهیز و تقلید نکن.

شرط اول نویسندگی داشتن سواد است
برای نویسنده شدن بایستی مطلبی داشته باشید و مهم تر اینکه قابلیت اتصال روان و ادامه آن را بدست بیاورید !! بهترین کار رو آوردن به داستانهای کوتاه است و خواندن آثار پیشینیان ، ولی اگر در زمان مدرسه از نوشتن انشاء بیزار نبودید ، می توانید به ادامه راه مطمئن باشید !!
نویسنده بزرگ نویسنده ای است که به نویسنده بزرگتر از خودش اعتقادی نداشته باشد .
سعی نکنید مثل نویسنده دیگری بنویسید فقط مثل خودتان بنویسید و راحت باشید .
برای خودتان سوژه پیدا کنید و سعی کنید بستر بزرگی برای آن تدارک ببینید و از اینکه مطالب در هم ادغام بشوند نترسید ولی کوشش کنید انسجام خوب و روانی داشته باشد.
در متن خود تلاش کنید نوعی معما درست کنید ، جواب منطقی آنرا بموقع بیاورید
چیزی بنویسید که هر منتقدی با بو کشیدن به چیز خاصی نرسد !! اگر دست منتقدان را بتوانید ببندید دل خوانندگان در دست شماست


سایر سئوالات