چرا مرجع تقلید انتخاب میکنیم

مرجع تقلید در مذهب فقهی امامیه به مجتهد جامع‌الشرایطی گفته می‌شود که توضیح المسائل (رساله عملیه) یا کتاب استفتائات داشته باشد و دارای پیروانی باشد که در فروع دین و احکام فقهی اسلامی از وی پیروی کنند.بنا به عقیده مشهور در میان فقهای شیعه مفتی و مرجع تقلید بایست زنده باشد. (شیخ انصاری ادعای اجماع کرده‌است).

تقلید در مذهب شیعه از عصر امامان آغاز شد. آنان پیروانشان را به راویان حدیث یا یاران نزدیک خود، ارجاع می‌دادند و گاهی یاران خود را به حضور در مساجد و مراکز عمومی برای فتوا دادن و ارشاد مردم تشویق می‌نمودند. ظهور تقلید در عصر امامان و تشویق آنان به این امر، بعلت فاصله زیاد میان شهرها، فراهم نبودن امکانات ضروری برای مسافرت مردم و در نتیجه دشواری دسترسی به امام یا دسترسی نداشتن به وی، عاملِ تقیه در بسیاری موارد و بالاخره پدید آمدن مشکلات شخصی و عسر و حرج برای امامان در صورت مراجعه مستقیم مردم به آنها بود. در عصر غیبت صغرا نیاز به تقلید در احکام شرعی بیشتر احساس شد و بنا بر توقیعی که از آخرین امام دوازدهم شیعه نقل شده‌است، مرجع شناخت احکام در موضوعات جدید را فقیهانی معرفی کرده که دارای شرایطی هستند و مردم باید از آنها تقلید کنند.[۴]

تقلید در کتابهای اصول فقه از قرن چهارم هجری به عنوان یک اصطلاح فنی تعریف می‌شود. ابتدا این مفهوم ارتباط روشنی با آنچه که بعداً مرجع خوانده می‌شود، نداشت. اولین کسی که در میان شیعیان مقام مرجع یافت، شیخ طوسی در قرن پنجم بود، علمای دیگر خود را پیرو او دانستند و حکایت کردن از او بعدها تعبیر به تقلید از او شد. این تقلید، تقلید عالم از عالم خوانده می‌شود. اما اصول تقلید عامی از مجتهد در سده دهم بود که شکل روشنی یافت.

در ابتدا رابطه مردم و فقهای بزرگ که مرجع نامیده می‌شدند رابطه‌ای نامتمرکز بود و در منطقه یک یا چند فقیه محل رجوع مردم بودند. در دوان صفویه با حضور علمای مهاجر از جبل عامل، لبنان در دربار صفوی گرایشی به ایجاد تمرکز در روحانیت شکل گرفت و علمایی پدیدار شدند که شهرتی فراتر از منطقه خود داشتند. نقطه اوج این تمرکز در دوران اقامت آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم شکل گرفت، بروجردی مرجع تقلید بدون رقیب شیعیان شد و ثروت بزرگی در این شهر جمع شد. پس از مرگ او دوران تکثر مرجعیت دوباره فرا رسید.

-------------------------------------------------
باید تحقیق کنی و از بین مراجع تقلید اعلم رو انتخاب کنی. یعنی کسی که علمش از بقیه بیشتره. اگر به این نتیجه رسیدی که مثلا آقای الف علمش از بقیه بیشتره ولی چون فتاوای آقای ب راحت تره اون رو انتخاب کردی، درست نیست. اگر متوجه شدی که کسی اعلم است حق نداری از شخص دیگری تقلید کنی. اگر هم خودت نتوانستی تحقیق کنی باید با شهادت دو مرد عاقل بالغ متخصص (یعنی ترجیحا مجتهد) اعلم را بشناسی.
در ابتدای رساله تمام مراجع آداب تقلید آورده شده. می توانید به آنها رجوع کنید و نحوه انتخاب مرجع و دیگر مسائل را فرا بگیرید

به نظرم بهتره پیش از هر کاری ٢ صفحه ی اول هر رساله ای رو که در دسترس بود بخوانید چون این ٢ صفحه در تمامی رساله ها یکی هستن و توی انتخاب به جای توجه به حرف مردم بهتره با چشم باز و با همین توضیحات جامع تصمیم بگیرید . به نظر من از همه ی چیز مهمتر شهادت دو نفر عادل به اعلم بودن مرجع تقلید است در اون صورت بدون توجه به حکم مرجع و فقط با توجه به علم ایشون تصمیم بگیرید چون انتخاب بر اساس اسون گرفتن و سخت گرفتن اشتباه محض است.

منبع: ویکی پدیا


سایر سئوالات