چرا باید تقلید کنیم

تقلید به خودی خود واجب نیست و در هیچ جای قرآن نیامده اما در تمامی کتب توضیح المسائل آمده:

احکام تقلید (رساله حضرت امام خمینی)

1- عقیده مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، ولی در احکام غیر ضروری دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد،یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلا اگر عده‏ای از مجتهدین عملی را حرام می‏دانند و عده دیگر می‏گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می‏دانند آن را بجا آورد. پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی‏توانند به احتیاط عمل کنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند.

پس
1- تقلید در اصول دین جایز نیست بلکه حرام است.
2- در فروع دین باید به متخصص مسائل دینی مراجعه کرد (مانند مراجعه به پزشک، روانشانس، مهندس و... در حوزه کاری خودشان)
3- مراجعه به متخصص در هر کاری به حکم عقل است
4- به همان دلیل عقلی تبعیت از یک متخصص دینی لازم است که حالا به آن تقلید می‌گویند.
5- به دو صورت می‌توان از مجتهد تقلید نکند. الف) خودش مجتهد باشد ب) محتاط باشد یعنی کاری که بعض مراجع حرام می‌دانند و بعضی نه،‌ انجام ندهد و برعکس کاری بعضی واجب می‌دانند و بعضی واجب نمی‌دانند، انجام دهد که البته از تقلید خیلی سخت‌تر است
حالا شما جز کدام گروهی؟ مجتهد و یا محتاط؟ اگر هیچ کدام راحت آسانتر همان تقلید است.

--------------------------------------
به طور خیلی اختصار بیان میکنم:
بنا بر گفته امامان معصوم تا وقتی که امام نزد ما حی و حاضر باشد باید از او اطاعت کنیم و در زمان غیبت باید نزد علما و مراجع برویم و بر انسان واجب است که (در فروع دین نه در اصول) یا از کسی تقلید کند یا خود مرجع تقلید باشد یا احتیاط* کند.
*:به طور مثال در سفر هم نماز را شکسته به خواند هم کامل.
(اگر به طور مفصل هم خواستید در اختیار شما هستم)

------------------------------------
در باب تقلید
باید دانست که بر هر مکلفی که بمرتبه اجتهاد نرسیده باشد واجب است در مسائل غیرضروری دین تقلید و یا احتیاط کند چه در عبادات و چه معاملات چه واجبات و چه محرمات چه مستحبات و چه مباحات البته اگر خواست احتیاط کند باید عارف به موارد احتیاط باشد و معلوم استکه جز افرادی انگشت شمار عارف به آن نیستند، بنابراین عمل عامی که آشنای بموارد احتیاط و طرف آن نیست بدون تقلید باطل است و تفصیل مسئله می آید.
مساءله 1 - قوی تر در نظر این استکه احتیاط کردن جائز است هر چند که مستلزم تکرار عمل باشد.
مساءله 2 - تقلید عبارت از این استکه عمل آدمی مستند به فتوای فقیهی معین بوده باشد و در دو مسئله بعدی نیز سخن درباره همین تقلید است ، بله آنچه عمل را صحیح می کند صادر شدن آن با داشتن حجتی نظیر فتوی است هرچند عنوان تقلید بر آن صادق نباشد و بزودی خواهد آمد که صرف مطابق بودن عمل با فتوا در صحیح بودن آن کافی است .
مساءله 3 - مرجع تقلید باید عالم و مجتهد و عادل و پرهیزکار دردین خدا باشد بلکه نزدیکتر به احتیاط آنستکه علاوه براینها حرص بر مال و جاه دنیا و بر تحصیل آن نیز نباشد درحدیث شریف آمده : ( از میانه فقهاء اگر کسی یافت شود که زمام نفس خود را مالک و برای دین خدا نگهبان و با هوای نفسش ‍ مخالف و نسبت به امر مولایش مطیع باشد مردم میتوانند از او تقلید کنند) .
مساءله 4 - بعد از آنکه مکلف از مجتهدی زنده تقلید کرد میتواند به مجتهدی دیگر که مساوی با او است عدول نماید ولی اگر دومی از اولی برتری داشته باشد نزدیکتر به احتیاط آنستکه بگوئیم واجب است به او عدول کند.
مساءله 5 - بنابراین بر مکلف واجب استکه درصورت امکان از مجتهدی تقلید کند که اعلم از سایرین باشد همچنانکه جستجو کردنش برای تشخیص ‍ چنین فردی از بین سایر افراد نیز واجب است و اگر در زمانی دو مجتهد در علم برابر باشند و یا برتری یکی بر دیگری برای مکلف معلوم نشود مخیر است دراینکه از هر یک از آندو تقلید کند و اما اگر در همین فرض فردی معین از آندو با ورع تر و یا عادل تر از آندیگری باشد بهتر و به احتیاط نزدیکتر آنستکه بگوئیم مکلف او را انتخاب کند و اگر اعلم بودن مردد بین دو شخص باشد و مکلف احتمال دهد خصوص یکی از آندو اعلم از دیگری است بنابر احتیاط واجب تقلید از او متعین است .
مساءله 6 - اگر اعلم منحصر و مردد در دو شخص بود و تعیین وی ممکن نشد عمل به احتیاط و یا حداقل عمل بفتوائی از آندو که به احتیاط نزدیکتر باشد متعین است البته این درصورتی استکه احتیاط ممکن باشد و در صورت ممکن نشدن مکلف مخیر است از هر یک از آندو تقلید کند.
مساءله 7 - در خصوص مسئله وجوب تقلید اعلم بر مکلف عامی واجب است از اعلم تقلید کند اگر او آنرا واجب بداند نمیتواند در سایر مسائل از غیر اعلم تقلید کند و اما اگر واجب نداند یعنی تقلید از غیر اعلم را جائز بداند در آنصورت مکلف مخیر است بین تقلید همان اعلم و بین غیر او و اما اگر غیر اعلم فتوی دهد به اینکه تقلید اعلم واجب نیست مکلف نمی تواند این مسئله را از او تقلید کند ولی اگر همین غیر اعلم فتوی دهد به وجوب تقلید اعلم جائز است دراین مسئله از او تقلید کند لکن این نه از باب این استکه قول او حجت باشد بلکه از این جهت استکه عمل بر طبق فتوای او موافق احتیاط است .
مساءله 8 - اگر در مجتهد متساوی در علم باشند مکلف عامی درتقلید از هر یک مخیر است همچنانکه میتواند در بعضی از مسائل از این و دربعضی دیگر از آن تقلید کند.
مساءله 9 - بر ملف عامی واجب است درزمانیکه مشغول فحص و پیدا کردن مجتهد و یاتشخیص اعلم است اینکه به احتیاط عمل کند ودر فرض دوم که در حال جستجو از اعلم است کافی است فتوای چند مجتهد محتمل الا علمیه را بدست آورده در آنها احتیاط کند یعنی به آن فتوائی عمل کند که به احتیاط نزدیک باشد.
مساءله 10 - درمسائلی که فتوای غیر اعلم مطابق فتوای اعلم است و بلکه در مسائلی هم که نمیداند فتوای آندو مخالف یکدیگر است مکلف میتواند بفتوای غیر اعلم عمل کند.
مساءله 11- اگر مجتهد اعلم در مساءله ای از مسائل فتوا نداشته باشد مکلف عامی می تواند بغیراعلم رجوع کند و نزدیکتر به احتیاط این استکه در بین افراد غیراعلم بآنکه از همه عالم تر است رجوع نماید.
مساءله 12 - اگر ازکسی تقلید کرده که اهلیت فتوی ندارد واجب است از او عدول کند و نیز اگر از غیر اعلم تقلید کرده بعد از آنکه ملتفت شد احتیاط واجب آنستکه به مجتهد اعلم عدول کند و همچنین اگراز اعلم تقلید می کرد و سپس دیگری اعلم از آن مجتهد شد نزدیک تر به احتیاط این استکه دراین فرض و درفرض قبلی بگوئیم در مسائلی که تفصیلا میداند فتوای آندو مخالف یکدیگر است به اعلم عدول کند (و اما اگر تفضیلا نمی داند که فتاوای آندو مخالف یکدیگر است عدول لازم نیست ).
مساءله 13 - تقلید میت ابتدا جایزنیست بله اگر بعد از عمل کردن دربعضی از مسائل بفتوای مجتهد آن مجتهد وفات کرد جائز است در همه مسائل به تقلید از وی باقی بماند و نیز می تواند به مجتهد زنده اعلم رجوع کند و این به احتیاط نزدیکتر است و اگر رجوع کرد بنابر احتیاط واجب دیگرنمیتواند بفتوای میت برگردد و نیز نمی تواند به مجتهد زنده دیگر رجوع کند مگر آنکه دومی اعلم باشد که دراینصورت احتیاط واجب آنستکه از دومی تقلید کند و در خصوص مسئله جواز بقاء برتقلید میت باید از مجتهد زنده تقلید کند که اگر بدون اجازه مجتهد زنده ایکه بقاء را جائز می داند باقی بماند عمل او مانند عمل کسی استکه اصلا تقلید نکرده .
مساءله 14 - اگرمکلف ازمجتهدی تقلید کند و سپس آن مجتهد از دنیا برود آنگاه از مجتهدی دیگر تقلید کند او نیز از دنیا برود و بناچار در مسئله بقاء بر تقلید میت از مجتهد سوم تقلید کند اگر فتوای او این باشد که بقاء واجب است بر تقلید مجتهد اول باقی میماند و اگر فتوایش این باشد که بقاء جایز است مکلف مخیر است بین بقاء بر تقلید مجتهد دوم و بین رجوع بمجتهد زنده .
مساءله 15 - کسیکه از طرف مجتهدی وکیل و یا ماءذون در تصرف در اوقاف یا وصیت ها و یا تصرف در اموال افراد قاصراست با مرگ آن مجتهد منعزل می شود (و وکالت و اذنی که داشت باطل می گردد) و اما اگر از ناحیه او منصوب بوده باشد مثلا مجتهد او را به تولیت اوقافی نصب و یا وی را قیم بر فردی قاصر کرده باشد بعید نیست بگوئیم با مرگ مجتهد منعزل نمی شود لکن سزوار آن است که احتیاط کند یعنی از مجتهد زنده اجازه و یا نصبی جدید تحصیل نماید.
مساءله 16 - اگر به فتوای مجتهدی که از او تقلید می کرده عبادتی یا معامله ای یا ایقاعی ( نظیر طلاق ) انجام داده سپس آن مجتهد از دنیا رفت و به تقلید مجتهدی دیگردرآمد که آن عمل را باطل میداند می تواند در آنچه کرده بنا را برصحت بگذارد و اعاده آن عمل واجب نیست لکن اعمالی که بعدا انجام میدهد باید مطابق فتوای مجتهد دوم باشد.
مساءله 17 - اگراز مجتهدی قبل از تحقیق از اینکه آیا جامع شرایط هست یا نه تقلید کند وسپس درجامع شرائط بودنش شک نماید واجب است تحقیق کند و همچنین اگر به جامع الشرائط بودن وی یقین داشته سپس بشک افتاده که آیا درابتداء جامع بود یا نه احتیاط واجب آنستکه از حال او فحص ‍ و تحقیق کند اما درصورتیکه جامع الشرائط بودن او را احراز کرده و سپس ‍ شک کند دراینکه چیزی از آن شرائط نظیر عدالت و اجتهاد از وی زایل شده یا نه فحص واجب نیست و می تواند بنا بگذارد بر اینکه مجتهدش بر حال اول باقی است .
مساءله 18 - اگر حالتی بر مجتهد عارض شود که باعث از دست دادن بعضی از شرائط گردد مثلا فاسق یا دیوانه شود و یا دچار فراموشی گردد واجب است ازمجتهد دیگر که جامع شرائط باشد تقلید کند و جایز نیست بر تقلید او باقی بماند همچنانکه اگر مدتی از کسی که جامع شرائط نبوده تقلید کرده باشد مثل کسی است که اصلا تقلید نکرده و حکم او حکم جاهل قاصر و یا مقصر است که بعدا می آید.
مساءله 19 - اجتهاد مجتهد از راه آزمایش و بوسیله شیوعی که علم آور باشد و به شهادت دو نفر عادل از اهل خبره ثابت می شود و راه ثابت شدن اعلمیت نیزهمین ها است و جائز نیست از کسی تقلید کند که هنوز یقین نکرده به اینکه او بمرتبه اجتهاد رسیده هرچند که از اهل علم باشد همچنانکه بر غیرمجتهد واجب است که یا تقلید کند و یا احتیاط هرچند که خودش ازاهل علم و حتی قریب به اجتهاد باشد.
مساءله 20 - عمل جاهل مقصر ملتفت بدون تقلید باطل است مگر آنکه هرچه می کرده به امید درک واقع کرده باشد و مطابق واقع و یا مطابق فتوای مجتهدی هم که تقلید از او جائز است انجام داده باشد و همچنین عمل جاهل قاصر و یا مقصر غافل اگر قصد قربت داشته صحیح است بشرطی که مطابق با واقع و یا با فتوای مجتهدی باشد که تقلید از او جائز است .
مساءله 21 - راه بدست آوردن فتوای مجتهد یکی از سه چیز است :
اول - شنیدن فتوی از خود او.
دوم اینکه دو شاهد عادل و یا یک شاهد عادل از خود او و یا از رساله او نقل کنند - البته بشرطی که رساله اش ماءمون ازغلط باشد - بلکه علی الظاهر نقل یک نفرغیر عادل نیز در صورتیکه مورد وثوق باشد و نقلش اطمینان آور باشد کافی است .
سوم رجوع خود مکلف به رساله اوست در صورتی که رساله اش ماءمون از غلط باشد.
مساءله 22 - اگر ناقلین فتوای مجتهد در نقل اختلاف کنند اقوی این است که درهرحال تساقط می کنند یعنی به نقل هیچیک اعتماد نمی شود چه اینکه هر دو طرف در وثاقت مساوی باشند و یا نباشند و در چنین وضعی اگر مکلف نتواند به مجتهد و یا به رساله او رجوع کند باید از بین آندو فتوا فتوائیکه به احتیاط نزدیکتر است را بگیرد و یا خود مطابق احتیاط عمل نماید هر چند مطابق هیچیک از آن دو فتوی نباشد.
مساءله 23 - واجب است یاد گرفتن مسائل شک و سهو و سایر مسائلی که غالبا مورد ابتلاء واقع می شود مگر آنکه مکلف از خود اطمینان داشته باشد که آن مسائل برایش پیش نمی آید همچنانکه واجب است یاد گرفتن اجزاء عبادات و شرائط و موانع ومقدمات آن بله اگر بطور اجمال یقین داشته باشد به اینکه عملش دارای همه اجزاء و شرائط و فاقد همه موانع هست عملش صحیح است هر چند که بطور تفصیل آگاهی به آنها نداشته باشد.
مساءله 24 - مکلفی که میداند مدتی عبادتش بدون تقلید بوده ولی مقدار آنرا نمی داند اگر میداند چگونه عبادت کرده و آنچه کرده با فتوای مجتهدی که امروز به او رجوع کرده و یا مجتهدیکه آنروز می بایست باو رجوع می کرد مطابق است چیزی بر او نیست و در غیر اینصورت باید اعمال سابق خود را بمقداری که یقین دارد ذمه اش به آن مشغول است قضاء کند هرچند که احتیاط مستحب آنستکه آنقدر اعمال خود را قضاء کند که یقین کند ذمه اش ‍ بری شده است .
مساءله 25 - مکلفی که اعمال گذشته اش با تقلید بوده ولی نمی داند تقلیدش ‍ صحیح بوده یا فاسد بنا را برصحت می گذارد.
مساءله 26 - اگربعد از آنکه مدتی از بلوغ مکلف گذشته شک کند در اینکه اعمالش مستند به تقلیدی صحیح بوده یا نه بنا را بر صحت بگذارد ولی برای اعمال بعد باید تقلید صحیح کند.
مساءله 27 - عدالت که درمفتی و قاضی معتبر است بچند طریق ثابت می شود یکی شهادت دو شاهد عادل و دیگر از راه معاشرتیکه مکلف به عدالت او یقین و یا حداقل اطمینان حاصل کند و سوم شیاعی استکه برای مکلف یقین آور باشد بلکه بوسیله حسن ظاهر و مواظبت بر شرعیات و طاعات و حضور در جماعات و امثال آن نیز شناخته میشود و ظاهر این استکه حسن ظاهر کاشف تعبدی است به این معنا که شارع علیه السلام آنرا راه تشخیص ‍ دانسته هر چند از آن برای مکلف ظن یا علم بعدالت حاصل نشود.
مساءله 28 - عدالت عبارت است از داشتن ملکه راسخه ای درنفس که آدمی را وادار می کند به ملازمت تقوی یعنی ترک محرمات و فعل واجبات .
مساءله 29 حکم عدالت با ارتکاب هریک از گناهان کبیره و یا اصرار برگناهان صغیره ازبین می رود بلکه احتیاط آنستکه بگوئیم با ارتکاب هر یک از گناهان صغیره نیز ازبین می رود و با توجه به این حکم برمیگردد بشرطیکه ملکه عدالت که درمسئله گذشته ذکر شد باقی باشد.
مساءله 30 - اگر کسی فتوای مجتهد را برای فرد یا افرادی بطور نادرست نقل کند باید به همه کسانیکه از او یاد گرفته اند اعلام نماید.
مساءله 31 - اگر برای مکلف دربین نماز مسئله ای پیش آید که حکمش رانمی داند و آگاه شدن از آن برایش ممکن نیست بنا را بر یکی از دو طرف احتمال می گذارد بقصد اینکه بعد از نماز حکم را بپرسد و اگر آنچه انجام داده خلاف دستور بوده دوباره نمازش را بخواند که اگر چنین کند و بعد از نماز معلوم شود آنچه کرده مطابق دستور بوده نمازش صحیح است .
مساءله 32 - کسیکه از طرف غیر برای انجام کاری از قبیل اجرای عقد و یا ایقاع یا پرداخت خمس و یا زکات و یا کفاره و یا کار دیگر نظیر اینها وکیل شده واجب است بر او که آن عمل را مطابق تقلید موکل خود انجام دهد نه تقلید خودش البته این درصورتی است که فتوای مجتهد او با فتوای مجتهد موکل مختلف باشد و اما اگر از ناحیه وصی و یا ولی اجیر شده باشد که مثلا نماز و یا عبادتی نظیر آن را به نیابت از میت انجام دهد اقوی این است که باید مراعات تقلید خود را بنماید نه تقلید میت و نه تقلید وصی ویا ولی را و همچنین اگر شخص وصی بخواهد خودش وصیت میت را تبرعا و یا در مقابل گرفتن اجرت انجام دهد بر او نیز واجب است مراعات تقلید خود را بکند نه تقلید میت را و همچنین است ولی .
مساءله 33 - اگر بین دو نفر معامله ای واقع شد که یکی از آندو از کسی تقلید می کند که آن معامله را باطل می داند و دیگری از کسیکه آنرا صحیح میداندد بر هر یک از آندو واجب است فتوای مجتهد خود را مراعات کندد و اگر بین دو نفر مقلد نزاعی واقع شد باید مرافعه را نزد یکی از دو مجتهدیکه طرفین از آنها تقلید می کنند و یا نزد مجتهدی ثالث ببرندتا او طبق فتوای خود بین آندو حکم کند که این حکم بر هر دو طرف نافذ است و همچنین است حال در جائیکه ایقاعی مربوط به دو طرف واقع شده باشد مثلا طلاقی یا عتقی و یا نظیر آندو.
مساءله 34 - احتیاط مطلقیکه در مقام فتوی آمده باشد بدون آنکه قبل از آن و یا بعد از آن فتوائی برخلافش باشد ترک آن جائز نیست بلکه واجب است یا به آن عمل شود و یا بغیر رجوع شود البته بارعایت الا علم فالاعلم و اگر در رساله عملیه احتیاط بعد از فتوای برخلافش آمده باشد مثلا مجتهد بعد از دادن فتوی فرموده باشد: ( هر چند احوط این استکه چنین و چنان کند) و یا احتیاط قبل از فتوای برخلاف آمده باشد مثلا فرموده باشد: ( احوط این استکه مکلف چنین کند هرچند که اقوی چنان است ) و یا فرموده باشد: ( احوط این استکه چنین کند هر چند که حکم چنان است ) و یا احتیاط همراه با قرینه ای آورده باشد که می فهماند احتیاط نامبرده مستحبی است مثل اینکه فرموده باشد: ( بهتر و به احتیاط نزدیکتر این است که چنین کند) دراین سه مورد ترک احتیاط جائز است


سایر سئوالات