چرا قران باید تفسیر شود

نفسیر در لغت گرفته شده از ریشه فسر بمعنی واضح کردن و روشن کردن است،بنایراین وقتی اضافه به قران می شود (تفسیر قران)معنایش به اعنبار لغت می شود:واضح کردن قران ولکن این معنی کافی نیست زیرا معنی اصطلاحی ان که بتناسب معنی لغوی اخذ می شود برابر است با:واضح کردن وشرح و بیان آیات به اعتبار شان نزول آیات(علت نزول آیات که متناسب وقایع تاریخی است)ومفاهیم ان در روایات و ایجاد تناسب بین مفاهیم خاص با عام،مقید با مطلق و....و مفسر اسم فاعل یعنی کننده کار را گویند که در اینجا یعنی واضح کننده و روشن کنندهء قران که البنه مفسران حقیقی قران اهل بیت (ع) می باشند که واقف
به حقیقت قران هستند و باقی مفسران با کمک گرفتن از تفاسیر اهل البیت و علوم ادبیاتی عرب و بلاغی و علوم حدیثی و رجالی(شناخت صحیح راویان حدیث)و منطقی و فلسفی و....به این امر مهم می پردازند.

---------------------
مفسر قران پیامبر و ائمه هستند.
و کسانی که در عصر جدید قران را تفسیر می کنند بنابر روایات و احادیث پیامبر و ائمه این کار را انجام می دهند و به نوعی یک گردآوری انجام می دهند..

تفسیر کردن قرآن کار هر کسی نیست چون تفسیر قرآن یعنی منظور خدا توی آیه مورد نظر
ممکنه معنی آیه یه چیز باشه ولی منظور خدا چیز دیگه مثلا وقتی خدا توی بعضی آیه ها میگه رحمت رو از آسمان نازل کردیم خواننده فکر میکنه منظور خدا از آیه بارانه در حالی که قرآن مد نظره
مفسر هم کسیه که معنی قرآن رو تفسیر میکنه که البته هر کسی نمیتونه و باید علمش در این زمینه زیاد باشه.

تدبر و اندیشه‌، برای فهم قرآن کریم‌، از توصیه‌های موکد این کتاب آسمانی است‌; "کِتَـَب‌ٌ اَنزَلْنَـَه‌ُ إِلَیْکَ مُبَـَرَکٌ لِّیَدَّبَّرُوَّاْ ءَایَـَتِه‌ِی وَ لِیَتَذَکَّرَ اُوْلُواْ الاْ ?َلْبَـَب‌;(ص‌،29) ]این قرآن‌[ کتاب بابرکتی است که بر تو فرو فرستادیم تا در آیات آن اندیشه کنند و خردمندان پند گیرند."
موقعیت اجتماعی و شغلی مفسر سنخیتی با تفسیر قرآن ندارد. آن چه درباره یک مفسر نقش اساسی دارد، دانش‌هایی است که در فهم قرآن مورد نیاز است‌. اگر مفسر با به کارگیری آن علوم در آیات قرآن تدبر کند، و طبق معیار و ملاک تفسیر ـ بدون دخالت دادن رای و نظر خود ـ تفسیر نماید، ارزش بسیاری نزد خداوند متعال دارد; و در مقابل‌، اگر از نزد خود تفسیر کند، جایگاهش جهنم خواهد بود. پیامبر اکرم‌می‌فرماید: "هرکس قرآن را به دل‌خواه خویش تفسیر کند، جایگاهش در آتش است‌."(کمال الدین‌، شیخ صدوق‌;، ج 1، ص 256، دارالکتب الاسلامیه‌.)
البته‌، در مقام سنجش‌، علم‌، نقطه آغاز، و عمل‌، نقطه فرجام کار است‌. چون علم بدون عمل‌، کامل نمی‌گردد; و عمل هم بدون علم خلوص نمی‌یابد; "وَ مَن یُوْمِن بِاللَّه‌ِ وَ یَعْمَل‌ْ صَـَـلِح‌ً ...; (تغابن‌،9) و هرکس ایمان به خدا بیاورد و عمل صالح انجام دهد."
دست‌یابی به این دو (علم و عمل‌) جز به تحصیل علوم لفظی‌، دانش‌های عقلی و مواهب الهی میسر نخواهد گردید.
علومی که یک مفسر برای تفسیر باید دارا باشد:
1. شناخت یکایک واژه‌ها و الفاظ (علم لغت‌)
2. شناخت مناسبت الفاظ با یک‌دیگر (علم اشتقاق‌)
3. شناخت اموری که بر لفظ عارض می‌شود: مانند: ساختار کلمات‌، تعریف در صیغه‌های مختلف و حالات اعراب (علم نحو)
4. شناخت قرائات مختلف‌
5. شناخت اموری که قرآن درباره آن‌ها نازل شده و شرح داستان‌هایی که ضمن سوره‌ها آمده است‌. (علم آثار و اخبار)
6. شناخت سنن منقول از پیامبر اکرم‌و کسانی که شاهد نزول وحی بوده‌اند و آن چه مورد اتفاق یا اختلاف آن‌ها است‌. (علم سنن‌)
7. شناخت ناسخ و منسوخ‌، عموم و خصوص‌، اجماع و اختلاف‌، مجمل و مبین‌، انواع قیاس شرعی و مواردی که قیاس در آن‌ها جایز است‌. (علم اصول‌)
8. شناخت احکام شرعی‌، مستحبات و آداب مربوط به سیاست‌های سه گانه (فرد، خانواده و جامعه‌) همراه با رعایت عدالت‌. (علم فقه‌)
9. شناخت ادله عقلی‌، استدلال‌های واقعی‌، تقسیم‌، تعریف‌، بیان فرق معقولات و مظنونات‌.(علم کلام‌)
10. علم تفسیر علم موهبتی است‌، دانشی می‌باشد که خداوند از ره‌گذر عمل شخصی به دانسته‌هایش نصیب او می‌سازد.
و...
کسی که این ده علم در او به سرحد کمال برسد. و توان به کار بردن آن را دارا باشد، و یا کسی که در بعضی از این علوم کامل باشد و هنگام تفسیر از صاحبان حق کمک بجوید، از زمره مفسران به رای نخواهد بود، و جایگاه ارزش‌مندی خواهد داشت‌.(ر. ک‌: تفسیر و مفسران‌، آیت الله معرفت‌، ج 1، ص 55 - 60، موسسه فرهنگی التمهید.).

----------------------------------------
«تفسیر، بر گرفتن نقاب از چهره الفاظ مشکل است .» با توجه به این تعریف و دقت در صیغه تفسیر (مزید فیه بودن آن )، تعریفی دقیق تر قابل ارائه است : تفسیر آن گاه است که هاله ای از ابهام لفظ را فراگرفته ، پوششی بر معنا افکنده باشد، تا این که مفسر با ابزار و وسایلی که در اختیار دارد، در زدودن آن ابهام بکوشد.(1) یادآور می شویم که مفسّر قرآن باید دارای دو شرط اساسی باشد، یکی تخصص در علم تفسیر که با آشنایی به ادبیات عرب (صرف و نحو، لغت ، اشتقاق ، معانی ، بیان ، بدیع ) علم فقه و اصول فقه ، آگاهی کامل و استدلالی به علم اصول دین (توحید و نبوت و عدل و امامت و معاد) و علوم قرآنی ، تاریخ قرآن و همچنین احادیث ، روایات و شناخت روش تفسیر و ... حاصل می شود و دیگری؛طهارت و پاکی روح و داشتن تقوی که با رعایت دستورات الهی و غلبه بر هوای نفس حاصل می گردد.(2)
اما مفسر قرآن:
کسی است که دارای شرائطی که بالا خدمتتان عرض کردم باشد تا بتواند قرآن را آنطور که شایسته است تفسیر کند.
پاورقی:
1 : علوم قرآنی ، محمدهادی معرفت ، ص 273 و 274 موسسه التمهید
2: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن ، محمدعلی رضایی اصفهانی ، ص 61 - 74
دوست عزیز چنانچه باز هم در مورد سوالی که طرح نموده اید نیاز به توضیح بیشتر بود در کلوب مرکز ملی پاسخگویی در خدمتتان هستیم
آدرس کلوب مرکز ملی پاسخگویی:http://www.cloob.com/clubname/pasokh


سایر سئوالات