چرا کودکان دروغ می گویند

اگر در سن 3 سالگی از کودکی بپرسیم که چرا خواهرت را کتک زدی، می گوید " زدم " . اگر بپرسیم چرا زدی می گوید " چون دوست داشتم" و اگر بگوییم که این کار تو سبب شد که خواهرت ناراحت شود می گوید " می دانم " . اکنون اگر وارد این بحث شویم که چون خواهرت را زدی باید تنبیه شوی، به این نتیجه می رسد که از این پس نباید آنچه را که در درون او می گذرد ، آشکار ا و روشن ابراز کند؛ بلکه یا در باره آن سخنی نگوید و یا انکار کند تا از پیامد های ناگوار آن رهایی یابد. و این روند ، آغاز دروغ گویی وی را شکل می دهد.

به طور کلی زمانی که کودکان نگران باشند و یا دچار ترس شوند به دروغ پناه می برند.
گاهی تصادفاً دروغی گفته اند و این دروغ سبب گردیده است که دیگران واکنشی نشان دهند و این واکنش با سودی برای وی همراه شود، از آن پس یاد می گیرد که دروغ گفتن سبب به دست آوردن سود برای وی خواهد شد. تکرار این فرایند سبب تقویت رفتار دروغ گویی می گردد و حتی زمانی که سودی برای آنان نداشته باشد، باز هم دروغ می گویند..

گاهی کودکان دروغ می گویند چون اجازه گفتن حقیقت به آنها داده نشده است. هرگاه کودک به مادرش بگوید که از برادرم متنفرم ... ممکن است مادر اور کتک بزند و یا به او پرخاش نماید. اما اگر برخلاف آنچه که احساس درونی اوست، به دروغ بگوید که برادرش را می پرستد، امکان دارد که مادرش او را نوازش کند و جایزه ای هم به او بدهد. این رویدادها به کودک می اموزندکه آشکار کردن حقیقت دردناک و نادرستی بیان می تواند با پاداش همراه باشد. او درمی یابد که مادر یک فرزند دروغگو را به یک فرزند راستگو ترجیح می دهد.

از این رو اگر می خواهیم فرزندی راستگو داشته باشیم باید چشمداشت شنیدن صحبت های تلخ را در کنار سخنان خوشایند داشته باشیم.

کودک با دروغگویی در باره ترس ها و امیدها، حقیقت های را در باره خود بیان می کند. آنچه را هر کودک آرزو می کند که باشد یا انجام دهد، با گفتن دروغ آشکار می کند. بنابراین واکنش خردمندانه پدر و مادر در برابر دروغ های کودک باید درک و کشف معنی نهفته در دروغ ها باشد، نه انکار متن دروغ و زشتکار دانستن دروغگو.

برای نمونه اگر کودک ادعا می کند که مبلغ پول زیادی را به عنوان عیدی دریافت کرده است، باید به او گفته شود که:
"آرزو می کنی که چنین پولی را داشته باشی؟"،
"آ رزو می کنی که یک کیف پر از پول داشته باشی"


سایر سئوالات