چرا باید وحدت داشته باشیم

برای پاسخ به سوال ابتدا باید هدف از بعثت انبیا برّرسی شود. خدا در قرآن مجید اهداف فراوانی را برای بعثت انبیا بیان نموده است، که می توان گفت: اساس و شالوده دعوت تمامی پیامبران الهی، دعوت به توحید و مبارزه با طاغوت می باشد. خداوند می فرماید: "ما در هر امّتی رسولی فرستادیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید و (خداوند) گروهی را هدایت کرد و گروهی دیگر گمراهی دامانشان را گرفت. پس روی زمین سیر کنید و بنگرید که عاقبت تکذیب کنندگان چگونه است".(1)
طبق نص قرآن، همه ادیان الهی، به توحید دعوت کرده و هر گونه شرک و بت پرستی را نفی نموده‏اند. این دعوت، پیام مشترک ادیان در اساس تعلیم آسمانی است. طاغوت نیز شامل شیطان، بت، حاکم ستمگر و تمامی مصادیق طغیان گری و تجاوز می شود. خداوند در آیه‏ای دیگر ضمن بیان این که اصل آیین تمامی پیامبران واحد است، سفارش می کند که از تفرقه پرهیز کنید و آن عامل تفرقه را مردمی معرّفی می کند که با علم و آگاهی، از حق منحرف شده و به دنبال باطل و هوای نفس گرایش پیدا می کنند. اگر به تاریخ پیامبران نگاه کنیم، آنان هماره منادی وحدت بوده‏اند و ظالمان و کافران داعیه دار نفاق و تفرقه.

خداوند به پیامبر دستور می دهدکه به تمام اهل کتاب بگوید: "بیایید در یک کلمه با هم اتّفاق داشته باشیم، و آن جز خدا نپرستیم و بعضی از ما، دیگر را به غیر از خداوند، ارباب برای خود انتخاب نکند.
اگر روی گرداندند، بگویید گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم".(2)
در آیه‏ای دیگر می فرماید: "(خداوند) آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم، که: دین را بر پا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! بر مشرکان گران است آنچه را شما آنان را به سویش دعوت می کنید... آنان پراکنده نشدند مگر بعد از آن که علم و آگاهی به سراغشان آمد و این تفرقه جویی به خاطر انحراف از حق (و عداوت و حسد) بود...".(3)
این آیه نشانگر آن است که نه تنها شرایع آسمانی در توحید واصول عقاید با هم اشتراک دارند، بلکه مجموعه دین الهی از نظر اساس و ریشه در همه ادیان یکی است. البته تکامل جامعه و انسان‏ها اقتضا می کرده که در هر زمان دینی متناسب با همان زمان و در سطح مردم فرستاده شود. هر چه بر رشد و تکامل مردم اضافه می‏شد، نیازمند دین جدید بودند تا این که نوبت به خاتم ادیان رسید که کامل‏ترین دین توسّط بزرگ‏ترین رسول برای مردم فرستاده شد.

تمامی پیامبران به آمدن پیامبر بعد از خود بشارت داده‏اند و با آمدن دین اسلام، بر تمامی مردم، پیروی از اسلام لازم شده بود.

همان طور که گفته شد ادیان دارای اصول مشترک فراوانی بوده‏اند که در ذیل به تعدادی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

1- در بسیاری از ادیان که در قرآن ذکر شده، آمده است که نخستین دعوتشان این بوده که: "یا قوم اعْبداللَّه؛ ای قوم! خدا را عبادت کنید".(4)
2- انذار به رستاخیر در دعوت بسیاری از انبیا وجود دارد.(5)
3- موسی و عیسی و شعیب(ع) از نماز سخن گفته‏اند.(6)
4- ابراهیم دعوت به حج نموده است.(7)
5- روزه در تمام اقوام پیشین بوده است.(8 و 9)
البته طبق نص قرآن پیامبران فراوانی وجود داشته‏اند که نامی از آن‏ها و تعالیم شان برده نشده است، ولی همین مقدار برای اثبات مدّعا کافی به نظر می رسد.

در قرآن اهداف فراوانی برای بعثت انبیا ذکر شده است که به اختصار به چند مورد اشاره می کنیم:
1- خواندن آیات الهی بر مردم.
2- آموختن کتاب الهی و دانش به مردم.
3- پاکیزه گردانیدن مردم از هر نوع پلیدی.(10)
4- قیام نمودن مردم به عدالت و قسط و اقامه عدل.(11)
5- پیامبر اسلام بارهای سنگین را از دوش مردم بر می دارد و غل و زنجیرهایی را که بر آن‏ها بود بر می دارد.(12)
6- تکمیل نمودن ارزش‏های اخلاقی.(13)

نیز هدف‏های بسیار دیگری که در قرآن و احادیث نقل شده است.
این مطالب عصاره اصلی تعالیم و آموزه‏های ادیان است. آیا در آن کوچک‏ترین نشانه‏ای از اختلاف پیدا می‏شود؟ به فرمایش حضرت امام خمینی اگر تمام انبیای الهی در یک مکان جمع شوند، هیچ گونه اختلافی در بینشان یافت نخواهد شد؛ چرا که هدف تمامی آن‏ها دعوت به حق است و هیچ گونه دنیا پرستی و شهوت انسانی در وجود آن‏ها نیست. هدف تمامی ادیان تعالی و کمال انسان‏ها است.
البته تمامی ادیان به غیر از دین اسلام یا کاملاً از بین رفته و یا این که دستخوش تحریف شده‏اند. مسیح که بزرگترین منادی توحید است، توسط کلیسا و دانشمندان مسیحی پسر خدا نامیده شده است و سایر ادیان بر همین منوال تغییر یافته‏اند. پس می‏توان نتیجه گرفت که هر گونه تفرقه و نفاق از جانب مردم و دنیا پرستان و حکّام بوده است.
ضعف فکری و اعتقادی مردم، تحریف عالمان دینی برای خواسته‏های نفسانی، تعصّبات قومی و قبیله‏ای، گرایش‏های سیاسی و اقتصادی، پیروی از هوای نفسانی و فریب شیطانی و... از عامل اساسی آن بوده و ارتباطی با پیامبران ندارد.

پی نوشت‏ها:
1. نحل (16) آیه 36.
2. آل عمران (3) آیه 64.
3. شوری (42) آیه 13 و 14.
4. اعراف، 59، 65، 73 و 85؛ هود، 50 و 61 و 84 که به ترتیب در مورد نوح، هود، صالح و شعیب آمده است.
5. انعام، 130؛ اعراف، 59؛ شعراء، 135؛ طه، 15؛ مریم، 31.
6. طه، 14؛ مریم، 31؛ هود، 87.
7. حج، 27.
8. بقره، 129.
9. همان، 183.
10. تفسیر نمونه، ج 20، ص 376.
11. حدید، 25.
12. اعراف، 157. در این آیه چند وظیفه دیگر پیامبر بیان شده است.
13. بحارالانوار، ج 71، ص 373.


سایر سئوالات