چرا نژاد پرستی وجود دارد

چرایی این مساله جای بحث زیادی داره ...

نژادپرستی برآمده از ناتوانی شخص یا گروهی خاص در ریشه یابی و درک ِ منشاء مشکلات و نابرابریهای موجود است که توام با درکی فانتزی و غیرحقیقی از مفعول یا سوژه ی نفرت، باعث ِ فرافکنی ِ مشکل به دیگری و مبری کردن خود از مسئولیت می شود. یک ایرانی نژادپرست نمی تواند بفهمد دلیل وضع موجود افاغنه ی مهاجر نیستند، این ذهنیت که او (یعنی افغانی مهاجر) نوعی مازاد ِ اضافی بر جامعه ی ایران است مانع می شود تا ایرانی ِ نژادپرست بفهمد آن مشکلی که او با آن روبروست، برای مفعول نژادپرستی او هم وجود دارد. برای یک ایرانی ِ نژآدپرست، از آنجاکه نژادپرستی ِ او مبنایی کاملا توهم آلود و غیرحقیقی دارد، وضعیت زیستی ِ یک مهاجر افغانی از دو حالت خارج نیست: او یا بی کاره ی انگلی است که از دسترنج ِ زحمات ِ من تغذیه می کند، یا خوره ی کار ِ ارزان قیمیتی که شغلم را از من می دزدد !

نژادپرستی امروز، آنطورکه مارکس می گفت می تواند از گسترش روزافزون سرمایه داری هم باشد. هجمه ی فرهنگی/تبلیغاتی ِ کاپیتالیسم غرب هیچ گزینه ای باقی نمی گذارد بجز سفت تر چسبیدن به باورهای قومی/ملی. مثلا وقتی مک دونالد شعبه ای در دهلی باز می کند، دیگر فقط یک رستوران زنجیره ای که در کشورهای مختلف شعبه دارد نیست، بلکه یک فرهنگ مهاجم است با انواع و اقسام فریبندگی های مدرن. راه حل یک هندی در چنین شرایطی، اغلب اینست که برای حفاظت از باورهای خود در این نبرد نابرابر، با تعصب بیشتری به فریضه ی دینی خود، یعنی پرهیز از خوردن گوشت بچسبد.

سوالی که همواره شخص نژادپرست از خود می پرسد و نشان می دهد تا چه حد از واقعیات روزمره زندگی دور و درگیر با انتزاعات شده اینست: «اگر "آنها" نبودند همه چیز چقدر زیبا و ایده آل می شد». "آنها" که هستند؟ همیشه گروهی از بیرون ِ خود جامعه، که ناتوانی جامعه از رودر رویی با مشکلاتش را بر او فرافکنی بکنند. جالب اینکه در انواع سنتی تر و پنهان تر نژادپرستی، آنها همیشه شبیه ترین افراد به جامعه هستند: ایرانیان و اعراب(که یک مفسر خارجی بدون رجوع به کتب تاریخی و برخی جزئیات زبان شناختی به سختی بتواند تفاوتی میانشان قائل بشود)از هم بیزارند، فرانسوی ها و بلژیکی راجع بهم جکهای نژادپرستانه می گویند و این درحالی است که یک ایرانی نمی تواند هیچ تفاوتی میانشان پیدا بکند، زبان هر دو فرانسوی است، هردو از اقوام سلتی هستند و هیچ تفاوت بنیادی با هم ندارند. ایرلندی ها و انگلیسی ها قرنهاست که یکدیگر را تحقیر و حتی کشتار می کنند، زبان و قومیت هر دو ساکسونی است، تاریخ آنها مشترک است و اگر این تعصبات نبود چه بسی نه ایرلندی ی وجود داشت نه انگلیسی ی. کانادایی ها و آمریکایی ها را تحقیر می کنند و بالعکس و صدها مثال دیگر...

پس یک نژادپرست به دو دلیل از دیگران بیزار است، اول آنکه «آنها شبیه ما هستند» و این سدی است سترگ دربرابر توهم «خودویژه» و «مخصوص» بودن «ما». و دوم اینکه «آنها متفاوت از ما هستند» و این تهدیدی است برای روش ِ بی نقص زندگی ما. در آمریکا این توهم نژادپرستانه وجود دارد که ژاپنی ها با کارشان عیش می کنند، آنها قادر به قائل شدن تفاوت میان عیش و کار نیستند و این تهدیدی برای روش آمریکایی عیش بردن است.

شاید حس برتری جویی افراطی به نفرت از انسانهای دیگه ای میشه که یا ظاهر یا عقیده یا ... شون با ما فرق داره ...نمیشه گفت نژاد پرست ترین کشور دنیا کجاست بعضی کشورا هستن که مردم و فرهنگشون نژاد پرستن ولی دولت عاقلی دارن که در جامعه ی جهانی به همه قومیت ها احترام میزارن یا برعکس رفتار بعضی سیاسیون کشورها طوریه که نژادپرستی رو تداعی میکنه و مردمشون اصلا قبول ندارن این حرفا رو ... در کل هر گونه نژاد پرستی (مثلا رنگ پوست و برتری نژادی و ...) و تبعیض جنسیتی و هرگونه تحقیر و تبعیض به خاطر مذهب و عقیده مخالف روح بشریه ... باید بپذیریم خدا زیباست و دنیایی با این همه تناقض و تفاوت رو می بینه و می پذیره و ما هم باید بیاموزیم کنار هم با احترام زندگی کنیم

علت اصلی نژادپرستی اینه که مردم یک جامعه نژاد خودشون رو از سایرین برتر میدونن. برای مثال هیتلر رهبر حزب نازی آلمان مردم خودش رو از سایر نژادهای آلمان برتر میدونست،


سایر سئوالات