چرا شوروی از هم پاشید

اقتصاد حاکم بر شوروی تدریجاً ثابت کرد که کمتر می‌تواند بر فناوری‌های آتی صنعتی و نیازهای طبقه میانی جدید صنعتی و دیوان‌سالاری خوب جاافتاده حاصل از آموزش آن فائق آید. برنامه بازسازی پرسترویکا گورباچف، حاکی از واسازی اقتصادی بود و سیاست (باز) گلاسنوست وی بطور سطحی اجازه می‌داد نوعی بیگانگی نژادی و ملی پدید آید. زمانی که گورباچف درصدد اصلاحات در حزب برآمد. او پیوندهای میان کشور و اتحاد شوروی را سست نمود.

در دهه ۱۹۸۰، دو رویداد:

۱) فروپاشی فزاینده و علنی ساختارهای اقتصادی و سیاسی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
۲) تلاش‌ها برای ترمیم و انجام اصلاحات برای بازگرداندن این فرایند در شوروی پدید آمدند.

پس از جایگزینی سریع یوری آندروپوف و کنستانتین چرنکو (شخصیت‌های انتقالی با تفکر و شیوه حکومت مشابه لئونید برژنف) میخائیل گورباچف که نسبتاً جوان و پرانرژی بود؛ تغییرات چشمگیری را در اقتصاد و رهبری حزب کمونیست اتحاد شوروی انجام داد. برنامه گلاسنوست وی، دستیابی عمومی به اطلاعات را پس از دهه‌ها فشار دولتی آزاد نمود. اما گورباچف تا سال ۱۹۹۱ نتوانست بحران سازمان یافته را در نظام شوروی مورد مدیریت کند. در این زمان، کودتای ۱۹۹۱ شوروی که توسط ماموران داخلی حکومت ضعف موقعیت سیاسی میخائیل گورباچف را نشان داد، پایان نظام اتحاد شوروی قابل مشاهده بود.

در پایان سال ۱۹۹۱، بزرگ‌ترین مشکل گورباچف، جنبش‌های استقلال‌طلبانه در تعدادی از جمهوری‌های شوروی بود. ادامه حیات شوروی، بدون جمهوری‌های کشورهای حوزه دریای بالتیک یعنی استونی، لتونی، لیتوانی ممکن اما بدون اوکراین یا روسیه غیرممکن بود

در بیست و پنجم دسامبر، میخائیل گورباچف از سمت خود کناره‌گیری کرد و اتحاد شوروی بطور رسمی در ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ از هم پاشیده شد. یک روز پس از آن، پارلمان اتحاد جماهیر شوروی اعلامیه انحلال این کشور را تصویب کرد.


سایر سئوالات