چرا یزید امام حسین را کشت

مشخصات سوال: چرا امام حسین (ع) با یزید بیعت نکرد؟



اگه امام حسین با یزید بیعت میکرد ،دو مفسدۀ بزرگ بدنبال داشت:
1.تثبیت خلافت موروثی.که تا پیش از این سابقه نداشت.
2.شخصیت خاص یزید.او نه تنها مرد فاسق وفاجری بود بلکه متظاهر ومتجاهر به فسق بود وشایستگی سیاسی هم نداشت. مسعودی در کتاب مروج الذهب می نویسد : یزید میمون را لباسهای حریر وزیبا می پوشانید ودر پهلو دست خود بالاتر از رجال کشوری ولشکری می نشاند.
حال ایا شخصیتی مثل امام حسین (ع) شایسته بود که با فردی مثل یزید بیعت نکند..

تثبیت خلاف موروثی، شخصیت خاص یزید

پیامبر گرامی اسلام رحلت کرد و جسد مبارکش هنوز تغسیل و تکفین و تدفین نشده بود که گروهی در محلّی به نام سقیفه بنی ساعده جمع شدند وبرخلاف دستور قرآن و نص صریح رسول خدا(ص)شخصی را به عنوان خلیفه مسلمانان برگزیدند. نتیجه این شد که اسلام عزیز از مسیر اصلی خود منحرف شود و این انحراف ادامه پیدا کرد ودر عصر زمام داری معاویه بن ابی سفیان به اوج رسید.
در این عصر از عدالت و انصاف و ارزش های اسلامی خبری نبود. دون صفتان و معاندان و مخالفان اسلام همه پست های کلیدی را اشغال کردند. باوفاترین صحابه رسول خدا(ص)و یاران علی (ع)مورد اهانت و بی مهری ومورد ضرب و شتم قرار گرفتند .
در منابر و خطبه های نماز جمعه به دومین شخصیت عالم انسانی , امیرمومنان علی (ع)سبّ و لعن می نمودند.سنّت های رسول خدا(ص)به دست فراموشی سپرده شد و یا عمداً آن را زیر پا می گذاشتند
بعد از مرگ معاویه پسرش یزید به عنوان امیرمومنان و خلیفه مسلمانان بر اریکه خلافت تکیه زد. کسی که پای بند چیزی جز شهوات و تمایلات حیوانی نبود و آشکارا شراب می خورد و ...
در چنین شرایطی امام حسین (ع)قیام نمود و این اهداف را دنبال نمود:
1ـ زنده کردن اسلام .
2ـ آگاه ساختن مسلمانان و افشای ماهیت امویان .
3ـ احیای سنّت نبوی و سیره علوی .
4ـ اصلاح جامعه و بیدار کردن امت .
5ـ از بین بردن سلطه استبدادی بنی امیه .
6ـ آزادسازی اراده ملّت از محکومیت سلطه و زور.
7ـ حاکم ساختن حق و نیروبخشیدن به حق پرستان .
8ـ تامین قسط و عدل اجتماعی و اجرای قانون شرع .
9ـ از بین بردن بدعت ها و کج روی ها.
10ـ زنده کردن سنّت مهمّ فراموش شدهء امر به معروف و نهی از منکر. (1)
اما این که چرا امام حسین راه صلح برادرش امام حسن(ع) را نپیمود:
شرایط زمان حضرت امام حسن (ع) با شرایط زمان‏امام حسین (ع) بسیار متفاوت بود و ناچار اقتضای حرکت‏های متفاوتی داشت. در زمان امام حسن (ع) مردم آمادگی روحی برای مبارزه‏ای سخت و طولانی با معاویه را نداشتند به دلیل:
الف) جنگ‏های قبلی (صفین- نهروان- جمل)
ب) حیله‏گری و تزویر معاویه و سست عنصری گروه بسیاری از مردم
ج) خطرات بیرونی که مجموع جامعه اسلامی آن زمان را تهدید می‏کرد و درگیری داخلی آنان را برای حمله به مسلمانان بر می‏انگیخت
د) حفظ جان شیعیان باقی مانده
ه) روشن کردن حیله‏گری معاویه و رشد فکری جامعه
اما در زمانی که امام حسین (ع) قیام نمود از یک سو خطر به وجود آمدن ناگهانی ارتداد کلان وجود نداشت از طرف دیگر انحراف دستگاه حکومت چند صد برابر شده بود. از نظر اجتماعی نیز شرایط بر اثر ظلم و بیدادگری حاکم، مردم را به ستوه آورده و نارضایتی عمومی بیداد می‏کرد. بنابراین یکی از شرایط پدید آوردن انقلاب فراهم آمده بود ولی شرط دیگر آن- که وجود روح حماسه و ایثارگری است- جز در تعداد معدودی فراهم نبود. بنابراین بر امام لازم بود که از همین مقدار استفاده کند و موقعیت را از دست ندهد و هر چند در چنان وضعیتی نمی‏توانست پیروزی نظامی به دست آورد ولی حرکتی پدید آورد که پایه نظام‏های ستمگر را برای همیشه لرزاند و روح خروش و حماسه را در کالبد مسلمانان و همه آزادی خواهان جهان دمید و آثار بسیار گران‏بهایی در تاریخ بشریت بر جای گذارد
درتوضیح بیان می داریم:
بعد از شهادت حضرت علی (ع)و انجام مراسم غسل و کفن و دفن , امام مجتبی روی منبر رفت بعد ازحمد و ثنای الهی و درود و صلوات بر جدّ بزرگوار خود حضرت خاتم الانبیا و تمجید و تعریف از پدر مظلومش ومعرفی خود و خاندان رسالت , اعلان بیعت کرد و مردم هم با او بیعت نمودند.و از فردای آن روز عمال و حکّام خودرا در ولایات منصوب نمود. جاسوسی را که از طرف معاویه وارد کوفه شده بود, دستگیر کردند و گردن زدند و به ابن عباس (حاکم بصره )نوشت : جاسوس دیگری را که از طرف معاویه وارد بصره شده است , بگیر و گردن بزن . به دنبال آن نامه ای با لحن تند به معاویه نوشت که : جاسوس می فرستی و مکر و حیله ها می کنی ؟! از قرار معلوم گویا قصد جنگ داری ! اگر چنین است , من آماده ام .
معاویه , جواب نامه را نوشت و برای حضرت فرستاد. مکاتبه بین حضرت و معاویه ادامه داشت تا به حضرت خبر دادند معاویه لشگر فراوانی تجهیز نموده و به جانب عراق گسیل داشته است .
از طرفی با منافقان و خارجیان که داخل لشکر حضرت امام حسن بودند و از ترس حضرت علی (ع)اظهارمخالفت نداشتند, به وسیله جاسوسان خود تماس گرفت که : اگر حسن بن علی (ع)را بکشید, به هر کدام دویست هزار درهم خواهم داد و یکی از دخترانم را به ازدواج قاتل درخواهم آورد.
امام مجتبی پس از اطلاع , بالای منبر رفت و مردم را برای مقابله با معاویه ترغیب کرد. ابتدا با سردی مواجه شد, ولی بالاخره گروه زیادی را جمع کرد و از کوفه بیرون رفتند و در نخیله پس از تقسیم و گروه بندی لشکر, عده ای را برای مقابله با لشکر معاویه فرستاد, امّا طولی نکشید که خبر آوردند فلان فرمانده و فلانی به معاویه پیوسته و شیرازه لشکر متزلزل شده است .
حتی به حضرت خبر دادند گروهی از فرماندهان به معاویه پیام دادند: در صورت تمایل , حسن بن علی را دست بسته تحویل شما خواهیم کرد. این جا بود که حضرت احساس کرد جان خودش و پیروانش در خطر جدی قرارگرفته است . مهم ّتر از همه به خاطر چهره دروغینی که معاویه بین مردم پیدا کرده بود, اگر امام و یارانش شهید می شدند,خونشان هدر می رفت و چندان اثری نداشت .
این بود که امام از راه ناچاری و برای حفظ اسلام و حفظ شیعیان و نشان دادن چهره واقعی معاویه ، با او سازش نمود,
بنا به نقل برخی از مورخان در صلح نامه موادّی گنجانده شده بود که از جمله این بود که معاویه متعرض امام نگردد و به کتاب وسنّت رسول خداو سیره خلفای شایسته عمل کند و بعد از خود کسی را برای خلافت تعیین ننماید و شیعیان علی (ع)در شام و حجاز و عراق و یمن از شر او ایمن باشند. نیز حضرت امیرمومنان را در نماز و منابر سب نکنند و...روشن است عمل به این ها سراسر به ضرر معاویه تمام خواهد شد و از طرفی نمی تواند به آن عمل نکند, چون چهره واقعیش بین مردم آشکار خواهد شد مردم می فهمند که معاویه پای بند هیچ اصلی از اصول اسلامی نیست . افزون براین موقعیت زمان امام مجتبی و حضرت سیدالشهدا تفاوت داشت , چون معاویه قابل مقایسه با یزید نبود،زیرا:
اولاً: معاویه , پیامبررا درک کرده بود و از صحابی به شمار می آمد, برخلاف یزید;
ثانیاً: عنوان کاتب وحی را داشت . می گویند: یکی از نویسندگان وحی آسمانی معاویه بود;
مهم تر از همه با این که فاسد و فاسق بود و رسول خدا و شریعتش را قبول نداشت , امّا می دانست اگر بخواهدحکومتش دوام داشته باشد, باید شئون اسلامی را در ظاهر رعایت کند. در این امر به حدّی متظاهر بود که بسیاری از مردم حتّی برخی از زاهدان لشکر امام علی (ع)مردد می شدند که آیا حق با علی است یا با معاویه !
دیگر آن که سال ها بود از طرف عمر و عثمان بر مردم شام حکمرانی می کرد و گروهی را با پول و ثروت , عده ای را با دادن پست و مقام و برخی را از طریق رعب و تهدید و بالاخره دسته چهارم را با تزویر و تظاهر به اسلام ساکت کرده بود. کسی حرف نمی زد یا حق حرف زدن را نداشت . معاویه به گونه ای بر اوضاع مسلّط شده بود که می توانست هر کسی را بخواهد بکشد و آب از آب تکان نخورد. به همین خاطر, امام حسین بعد از امام مجتبی ده سال در دوره حکومت معاویه زندگی کرد. در این دوره به قیام رو نیاورد. در ضمن معاویه بنابرقانون صلح نامه، متعهد شده بود که خلافت موروثی نشود، ولی با آمدن یزید خلافت عملا موروثی شد.
بنابراین یزید از هر جهت با معاویه فرق داشت . امام از فرصت بهترین استفاده را کرد و با شهادت خود, دودمان بنی امیه را برباد داد.
اما چرا قیام با یاران کم:
امام حسین در زمانی قرار گرفته بود که بدعت های زیادی در اسلام به وجود آمده بود, که می دانست اگر قیام نکند, چیزی از اسلام باقی نخواهد ماند. چنان که خود فرمود: وقتی زمام دار حکومت اسلامی افرادی مثل یزید با شد, باید فاتحه اسلامرا خواند.(2) از طرفی می دانست که جد بزرگوارش فرمود:« آن جا که بدعت ها ظاهرو آشکارگردد, بر عهده عالمان است که حقایق را بگویند, و اگر کتمان کنند, لعنت خدا بر آنان باد» (3).
بر این اساس باید قیام می کرد, هر چند با یاران اندک . البته آغاز قیام آن حضرت ، تعداد بسیاری از شهر کوفه اعلام وفاداری نمودند ؛ بنابراین آغاز حرکت و قیام امام حسین ، در ظاهر با تعداد بسیار شروع شد.


سایر سئوالات