چرا عشق یعنی نرسیدن

مشخصات سوال: عشق یعنی چی؟
اطلاعات بیشتر : تفاوت معنای عشق در ایران و کشورهای اروپایی درچیست؟

بهتره بگین عشق توی شرق با غرب؟
از اونجا که آموزه‌های شرقی مبتنی به اعتقاد به یه قدرت برتره، عشق در مکاتب شرقی یه ارتباط ملکوتی و عرفانی بین معشوق و عاشقه. ولی توی فرهنگ غرب همچین مفهومی تعریف خاصی هم نداره اونا به یه دنیای فیزیکی ایمان دارن که هرچی ملموسه میپذیرن و لاغیر...

عشق یعنی درخواست قوی درونی برای رسیدن و ابراز علاقه به موجودی که همیشه هم ماده نیست و معنوی هم میشه تعریفش کرد.مثل عشق به زیبایی و کمال.

عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست ، تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست ، عاشقی مقدور هر عیاش نیست ، غم کشیدن صنعت نقاش نیست .

عشق ......
عشق مانند ساعت شنی عمل می کنه
همزمان که قلب را پر می کنه
مغز را خالی می کنه
تفاوت با اروپایی ها و ایرانی ها اینکه رسیدن به معشوق در کشورهای اروپایی راحتتر از ایران ولی لذت عشق در ایران بیشتر از اروپاست!


علاقه شدید قلبی = عشق.

به نظر من عشق حکمت اسمانی است،چشمانمان را روشن می کند تا مانند خدایان بنگریم و یا به قول جبران از نادر نویسندگان بزرگ عرب:«عشق همانگونه که شمارا می پروراند شاخ و برگتان را هرس می کند،همانگونه که از قامتتان بالا می رود و نازک ترین شاخه هایتان راکه در افتاب می لرزند،نوازش می کند،به زمین فرو می رود و ریشه هایتان را که به خاک چسبیده اند،م لرزاند.»
و به قول مولوی بزرگ:
کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو

کای مبارک کاسه سر عشق را پیمانه باش .
----------------------------------------------
عشق یعنی بی خو ابی و درد و انرا تحمل کردن و انتظار هر چیزی را کشیدن حو صله و. صبر به ما امو ختن با دیگران در این مو رد بحث کردن قول دادن و قو ل گرفتن
روح هر چیزی در کلبد ان

هر انسانی با توجه به آنچه که از زندگی می خواد از یک سری چیزها خوشش میاد و از یه سری چیزا بدش
گاهی در برخورد با یک فرد خاص (چه در نگاه اول و چه به مرور زمان) چیزهایی که ما از او می بینیم مورد خوش آیند ما قرار می گیرد اگر این روند ادامه پیدا کند به مرور عادت می کنیم آنچه را که خوشمان می آید در او ببینیم و این سیکل به مرور باعث می شود که این خوش آمدن نه تنها بر ذهن و رفتارهای خود آگاه بلکه بر ناخود آگاه و جسم هم تاثیرگذار شود در این شرایط است که عشق رخ می دهد البته عوامل دیگری نیز ممکن است در سرعت گرفتن این فر آیند دخیل شود مثل کمبودهای عاطفی و ....

انسان از آنجا که به نوعی تابع شرایط فرهنگی خویش است چیزهایی که موجب خوش آمدن و پدیده ی عشق می شود بنا به فرهنگ در او متغیر است ولی روند کلی عشق به صورتی است که در بالا ذکر شد
طبیعتا در کشورهای اروپایی بدلیل بیشتر بودن روابط بین دو جنس و همچنین آزادی و رفاه خوش آمدن بیشتر ناشی از خود معشوق است تا عوامل ذهنی و محیطی فرد عاشق
البته با توجه به پیشینه ی فرهنگی ما روابط عاشقانه بیشتر مبتنی بر آداب و رسوم و باید ها و نباید هاست کما اینکه به طور مثال روابط بدنی در عشق در جامعه ی غربی بسیار عادی است در صورتیکه در جامعه ی ما در محدوده ی رسمی به نام ازدواج پذیرفته می شود و .


سایر سئوالات