چگونه یک داستان تخیلی بنویسیم

بستگی داره منظور از نویسندگی چی باشه؟!
نویسندگی برای دل خودت یا نویسندگی حرفه ای؟
برای حالت اول داشتن قلم(خودکار) و کاغذ،اندکی استعداد و علاقه کفایت میکنه ولی،
برای حالت دوم باید چاشنی علاقه و استعدادت بیشتر باشه و ترجیحا تحصیلات آکادمیک ومطالعه متون مختلف هم تو این زمینه داشته باشی.
وگرنه لپ تاپ و ... شامل آفتابه لگنه که اگه شام و ناهار نداشته باشی،7 دستش هم سیرت نمیکنه!
چه بهتر اگه داشته باشی،ولی اصل داشتن شرایط فوق الذکره.
----------------------------------------------------------------
اولین کار مطالعه فراوان هست
دومین کار شرکت در کلاسهای ادبیات داستانی که بهترین آنها در حوزه هنری واقع در خ طالقانی - پل حافظ تشکیل می شه
سومین هم مشاوره و مبادله افکار و نوشته ها با سایر دوستانی که در این کلاسها لزوما با آنها اشنا خواهید شد هست
و مهمترین نکته بعد از اینکه شروع به نوشتن کردید اینست که آنها را به نقد بگذارید
ولی برای شروع
پیشنهاد می کنم
به حوزه هنری مراجعه کنی
هم کلاسهای خوبی داره و هم کتابخانه مجهزی دارد
-------------------------------------------------------------------
بهتره از داستان کوتاه شروع کنیدچون برای اولین بار اولین رمان رو هرگز به پایان نمی رسونید. و بهتره اولین موضوع تون رو از بین واقعیات موجود توی ذهنتون انتخاب کنید. چیزی مثل داستان زندگی خودتون یا کسی که می شناسید منظورم اینه که بگذارید شما برای بار اول فقط یک کاتب و ویرایشگر باشید تا لم کار دستتون بیاد. بد از اون می تونید از تخیلتون بهتر استفاده کنید اما کلا اینو از من داشته باشید که مردم اون چیزی رو بهتر حس می کنند که واقعا حس شده باشه.پس واقعی بنویسید. داستان های واقعی انتخاب کنید
-----------------------------------------------------------------------
نوشتن نیاز به مطالعه در هر زمینه ای داری .پیشنهاد می کنم شعر کهنِ زیاد بخوانی و زیاد حفظ کنی. هریک از استادان شعر کهن در حوزه ای چیره دست بودند و در ذهن داشتنِ آنچه که با زبان کرده اند، مقدمهی خوبی است برای فراتر رفتن از ایشان. وزن و قافیه و ردیف و عروض و چیزهایی شبیه به این هم خود به خود با زیاد خواندن و حفظ کردنِ شعرهای خوب درونی می شوند و خواندن رمانهای لیرانی و خارجی از جمله ده رمان برتر جهان!. سبک عامیانه، سبک سره نویسانه، سبک عربی زده ی دوره ی قاجار، و... بنویس تادر واژه بندی گزاره ها بر طعمِ خاص هر زنجیره از واژگان مسلط شوی.من فکر میکنم با دنبال کردن این مسیر کمک زیادی به نوشتن میکند.
---------------------------------------------------------------------
اگه استعدادش رو تو خودت می بینی و دست به قلم هستی باید شروع کنی و یه داستان خوب بنویسی. طبیعتا باید وقت خوبی برای داستانت بذاری و چندین بار خودت بخونی و ویرایش کنی و از چند نفر هم نظر بخوای.
بعد از تموم این مراحل و کامل شدن داستانت، باید با یه ناشر صحبت کنی. اون می شه سرمایه گذار کار تو. البته اگه خوشش بیاد. خودت هم باید پول خرج کنی و خلاصه مراحل انتشارات رو هم طی می کنه و اگه داستانت در حد چاپ باشه اولین کتابت میاد بیرون.
----------------------------------------------------------------------
، خوب نویسندگی چیزی نیست که آموزشی باشد . البته نمی خواهم نا امیدت کنم . برای این که بتوانی یک نویسنده خوب شوی باید بخوانی و بشتر از آن که می خوانی بنویسی و بیشتر از آن بخوانی و باز بیشتر بنویسی و بیشتر از قبل بخوانی ... اگر این چرخه را ادمه دهی موفقیت چشمگیری خواهی داشت .
سعی کن هر نوع کتابی را بخوانی ، از هر نوع منظورم هر نوع نگارشی است . همینطور است که کم کم هم علاقه ات بیشتر می شود و هم با اصول نگارشی آشنا می شوی .
تلاش کن که از نوشتن باکی نداشته باشی ، وقتی می نویسی خیلی روی جمله ای متمرکز نشو تا خسته ات نکند . وقتی جایی احساس می کنی که نمی توانی ادامه دهی ، دوباره نوشته ات را بخوان تا دوباره به موضوع برگردی . سعی کن نوشته هایت را به فرد ماهری نشان دهی کمکت می کند تا آن را تصحیح کنی و بهتر بنویسی .
ولی یادت نرود تنها کسی که می تواند به تو کمک کند خودت هستی و بس
--------------------------------------------------------------------
معمولا وقتی میگن نویسنده فقط داستان نویس به ذهن تبادر می کنه.ولی بیشتر کتابها داستان نیستند.یکی گرد اوری می کنه.این اسون ترین راه نویسنده شدنه.کشکول نویسی هم بهش می گن.اسون تر از اونم سرقت ادبیه که اگرچه اسمش جالب نیست وولی خیلی ها بهش مشغولند.مثلایه فصل از یه کتاب روانشناسی مرجع را جدا می کنند که در مورد روابط مادر و فرزند بحث کرده اسمش را هم می ذارن تربیت کودک.یه مقدمه یا تقدیم هم می ذارن اولش.
اگه هم بخوای کتاب موندگار بنویسی در موضوع باید ادم صاحب نظری باشی .یعنی اقلا در حد کارشناسی ارشد اون موضوع مطالعه داشته باشی.واما داستان نویسی.حقیقت اینه که هنر بیشتر یه ذوق و استعداده تا یه فرم وچارت.ولی به معنای این نیست که پابرهنه و بدون گشت و گذار تو عالم داستان نویسی بشه داستان نویس شد.اقلا باید یکی دو دوره داستان نویسی رفته باشی.بعد بشینی و دو تا کار رو خوب انجام بدی.یکی زیادخوندن و دیگری هم زیاد نوشتن.استمرار این دوتا کار از همه مهم تره.و بعد هم دنبال این باش که چخوف و تولستوی بشی اینجوری حداقلش اینه که فهیمه رحیمی از اب در می ای.توصیه اخرم اینه تو این کار پول وسط نذار.بسپار دست ناشر.مگه اینگه اون پول برات زیاد و مهم نباشه.منظورم اینه که اگه پولی گذاشتی فک کن خرج کردی رفته توقع برگشتنشو نداشته باش


سایر سئوالات